تبليغاتX
یار تنهایی
یار تنهایی

 

لینک دانلود برای تمام گوشی ها

 

 

منبع : http://www3.mamadi.tk



شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388 :: 22:18 :: نويسنده : جعفر
تدریس دروس ریاضی دبیرستان

توسط دانشجوی مهندسی برق (تهران و کرج)

برای اطلاعات بیشتر با شماره های زیر تماس بگیرید.

09354558192

09125692217



پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388 :: 22:39 :: نويسنده : جعفر
روزهای اول که ایرانسل تازه کارش رو شروع کرده بود یکی از دوستام می گفت که ایرانسل بهتر از همراه اوله ولی من این حرفش رو قبول نداشتم تا این که با این کد شگفت انگیز برخورد کردم و تسلیمش شدم.

با وارد کردن این کد تمام تماسها، پیام ها و اینترنت بصورت رایگان درخواهد آمد

باور نمی کنید

منم اول باور نکردم ولی بعش ........

 حتما امتحانش کنید

 .

..

..

..



... ادامه مطلب


جمعه هجدهم اردیبهشت 1388 :: 10:59 :: نويسنده : جعفر

            حیف از فاطمه آن نخل جوان          که خم از باد اجل شد ناگاه

 
           حیف از آن گوهر ارزنده که بود          در جهان خیل نکویان را شاه


        حیف از آن شمع فروزنده که بود           پرتو آن طرب‌افزا غم‌گاه

 
                   بود از پاکی طینت تا بود         عفتش همدم و عصمت همراه

 
                 بود ذیل وی از آلایش دور         پاک دامان وی از لوث گناه

 
    روز و شب تا به جهان داشت مقام        بود آن رشک خور و خجلت ماه

 
       خرم از چهره‌اش این هفت اقلیم       روشن از عارضش این نه خرگاه
 

         چون شد آن سرو قد لاله عذار        از سموم اجلش حال تباه

 
         سرو ازین غصه به بر جامه درید         لاله زین غم ز سرافکنده کلاه

 
         ریخت در فرقتش آن خاک بسر         کرد در ماتمش این جامه سیاه

 
      چون شد از دار فنا سوی بهشت        جانش از شوق ملاقات الله

 
             رخت بربست از این غمخانه         بار بگشاد در آن عشرتگاه

 
             کلک هاتف پی تاریخ نوشت          رفت از دار فنا فاطمه آه

 



جمعه هجدهم اردیبهشت 1388 :: 10:51 :: نويسنده : جعفر

ای مضمون آب وآینه ،

 

            ای نجابت سبز،

 

                     ای رایحه  صبح ،

 

خورشید رو به تو نماز می گذارد

 

          ومهتاب بر بوریای ساده تو به تمنا می نشیند.

 

                    ای بلندای قامت سپیده !

 

                           ای مفهوم سبز ولایت !

 

                                        ای زهره !

 

                                                     ای زهرا!

 

   ای صداقت محمد

 

                  ای زبان علی

 

                            ای اسطوره مهر

 

 

سلام بر صورت نیلی

 

               سلام بر پهلوی شکسته

 

                      وسلام بر خسوف غمگینانه تو !

 

 



پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388 :: 13:35 :: نويسنده : جعفر

ای غم گذری به کوی بدنامان کن

فکر من سرگشته ی بی سامان کن

زان ساغر لبریز پر می زغم است

یک جرعه به کار بی سرانجامان کن



یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388 :: 21:27 :: نويسنده : جعفر
شیخ را گفتند:

یکی توبه کرده بود ،بشکست!

شیخ گفت:

اگر توبه او را نشکسته بودی ، او هرگز توبه نشکستی!



شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388 :: 19:26 :: نويسنده : جعفر

ای که الفبای زندگی را از سرچشمه نگاهت آموختم معلم عزیز  روزت مبارک

*************************

معلم باغبان باغ عشق است

معلم قافله سالار عشق است

همه کار معلم کار عشق است

معلم عزیزم روزت مبارک

**************************

با یاد معلم شهید ، استاد مرتضی مطهری روز معلم را گرامی می داریم .

**************************

روز معلم یادآور شکوه و عظمت زنان و مردان پاکباخته ای است که در طول تاریخ در عرصه ی تعلیم و تربیت زیباترین جلوه های عشق و ایثار را به نمایش گذاشته اند .

**************************

معلمی شغل نیست . عشق است . ذوق است .ایثار و فداکاریست . اگر به عنوان شغل به آن می نگری رهایش ساز و اگر عشق توست ، بر تو مبارک باد .

معلم شهید رجایی

**************************

اگر کسی بتواند معلم خوبی باشد ، خیانت کرده است اگر به کار خوب دیگری بپردازد . چرا که معلمی مقام پیغمبری و تعلیم مقام خدایی است .

معلم شهید ، دکتر شریعتی

************************** 

یاد و خاطره قافله سالار معلمان شهید ؛ فیلسوف فرزانه آیت الله مرتضی مطهری و روز معلم گرامی و جاودانه باد

**************************



شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388 :: 19:8 :: نويسنده : جعفر

پرسید:

- «او» را کجا طلب کنیم؟

گفت :

-کجاش جستی که نیافتی.

**********************************

گر بر دیر می نشانی ما را

گر در ره کعبه می دوانی ما را

این ها همگی لازمه­ی هستی ماست

خوش آن که زخویش وارهانی ما را

 

********************************

عاشق من و دیوانه من و شیدا من

شهره من و افسانه من و رسوا من

کافر من و بت پرست من و ترسا من

این ها من و صد با بتّر زین ها من!

 

*****************************

شیخ را در نیشابور سووال کردند که:

-          هیچ نشانی هست در دنیا که خداوند از بنده راضی باشد؟

شیخ ما گفت که:

-  هست!

بباید نگریستن ... که آن بنده از خداوند راضی هست یا نه؟

اگر راضی است خداوند هم از او راضی است.

 



جمعه یازدهم اردیبهشت 1388 :: 16:15 :: نويسنده : جعفر
قصه عجیبی است:

شامگاه هر جمعه 70 میلیون در انتظار سریال یوسف پیامبرند

غافل از اینکه:

 

1174 سال است که یوسف زهرا (ع) فقط منتظر 313 نفر است.

 

اللهم عجل لولیک الفرج

 



جمعه یازدهم اردیبهشت 1388 :: 16:14 :: نويسنده : جعفر
شیخ گفت پادشاهی با وزیر گفت که: کی بود که مرد شریف گردد؟

گفت:

چون هفت خصلت جمع گردد اندر وی !

گفت :

آن چیست؟

گفت:

اول  همت آزادگان.

دوم شرم دوشیزگان.

سوم تواضع بندگان.

چهارم سخاوت عاشقان.

پنجم سیاست پادشاهان.

ششم علم و تجربت پیران.

هفتم عقل غریزی اندر نهان.



پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388 :: 18:20 :: نويسنده : جعفر

 هر گاه که بینی دو سه سرگردان را

 

عیب رهِ مردان نتوان کرد آن را

 

تقلید دو سه مقلد بی معنی

 

بدنام کند رهِ جوانمردان را

 



چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388 :: 20:2 :: نويسنده : جعفر
 

ای دلبرِ ما مباش بی دل ، بَرِ ما

 

یک دلبرِ ما به که دوصد دل، برِ ما

 

نه دل برِ ما ، نه دلبر اندر برِ ما

 

یا دل برِ ما فرست، یا دلبرِ ما

 



چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388 :: 8:56 :: نويسنده : جعفر

وا فریادا زعشق وا فریادا

 

کارم به یکی طرفه نگار افتادا

 

گر داد م شکسته دادا دادا

 

ورنه من و عشق هرچه بادا بادا

 



سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388 :: 16:39 :: نويسنده : جعفر

از امروز میخواهم  هر وقت که تونستم یک مطلب از ابو سعید ابوالخیر عارف قرن 4و5 هجری برایتان بنویسم.

ابوسعید ابوالخیر به سال 375 ه.ق در روستای میهنه از توابع خراسان زاده شد. پس از پایان تحصیلات در میهنه و مرو و سرخس چندی در سرخس و نیشابور و آمل به ریاضت و سلوک سرگرم بود تا عارفی بلندپایه شد.

شگفت انگیز است بدانیم او بر خلاف اکثر عرفاکه راه رسیدن به خدا را در «اندوه» یافته بودند راه خود را در شادی جسته بود و همانند پادشاهان در چهار بالش می نشست و خوراک خوب می خورد و تن پوش نرم می پوشید

این شیخ بزرگوار در سال 440 ه.ق و در 83 سالگی در زادگاهش میهنه درگذشت.

 

منبع: کتاب وا فریادا  - حسن مرسلوند

 

گر من گنه جمله جهان کردستم

 

عفو تو امید است که گیرد دستم

 

گفتی که به روز عجز دستت گیرم

 

عاجزتر از این مخواه که اکنون هستم

 



شنبه پنجم اردیبهشت 1388 :: 23:4 :: نويسنده : جعفر



سه شنبه یکم اردیبهشت 1388 :: 21:13 :: نويسنده : جعفر
به گزارش خبرگزاري فارس، محمد مايلي كهن لامروز متن بيانيه شماره 2 خود كه در واقع متن استفعفايش از سرمربيگري تيم ايران محسوب مي‌شود را به شرح زير صادر كرد:
بسمه تعالي
بيانيه شماره 2
مربي شدن چه آسان، آدم شدن محال است
نمي‌دانم چه بگويم، چه بنويسم. به قول مجري محترم برنامه نود، اين روزها بلوايي در فوتبال ما به وجود آمده كه قداست آن را زير سوال برده كه همه آن ناشي از بيانيه احمقي به نام مايلي كهن است. بله؛ محمد مايلي كهن. اين مزدور به مردم و ميهن، كه به يكباره تمام قداست و زيبايي فوتبال ما را شكسته و تنها نيمه خالي ليوان را ديده و همواره فرياد سر مي‌دهد اي مردك (مايلي كهن) چگونه به خودت اجازه دادي با الفاظي مانند گنده باقالي، كوتوله و ... تقدس شعاري حماسي مانند توپ، تانك، فشفشه و ... را از بين ببري. شعار پرمحتوا و زيبايي كه در عين سادگي در مقاطع مختلف كاربرد اساسي داشته؛ نه تنها در روابط با مايلي كهن بلكه ديگران نيز از آن بي‌بهره نمي‌مانند.(داور، بازيكن، مربي و ...) .
اي خائن(مايلي كهن) آدم بي‌منطق و نادان چرا و با كدام منطقي توي احمق به هنگام مسابقه تيم سايپا با استقلال تهران، هنگامي كه شعار مي‌دادند توپ، ‌تانك، فشفشه، مايلي كهن و... توي نادان در صندليت نشستي و دم برنياوردي. اي مردك چرا با ديگران هم آواز نشدي و آن شعار را تو نيز سر ندادي، تازه گناه بزرگتر اينكه چرا گوش پسرت (از معدود دفعاتي بود كه در ورزشگاه حاضر مي‌شد) را نكشيدي و به او نگفتي كه پسرم تو هم اين شعار زيبا و بي‌مانند را هم صدا با تماشاچيان فهيم زمزمه كن. توپ، تانك، فشفشه و ...
پسرم آنها به دليل حضور مبارك تو در كنار من سنگ تمام گذاشتند و دارند پدرت را بيش از هميشه مورد لطف و تشويق خود قرار مي‌دهند.
پسرم هيچ مي‌داني كه پدرت در تمامي دوران قهرماني‌اش اين گونه مورد لطف و حمايت قرار نگرفته بود. به راستي اي مزدور، خائن، گلادياتور، با كدام منطق و جسارتي به خود اجازه دادي كه بازيكنانت بدون غل و زنجير در مسابقات حاضر شوند.
اي مردك عقب‌مانده در هزاره سوم با كدام جسارتي اين همه اتحاد و همدلي بين تماشاگران را ناديده گرفته و درصدد آن هستي تا در بين آنها فاصله انداخته و اختلاف به وجود آوري. چگونه است كه چشمانت را بستي و بهترين تماشاگران دنيا را نمي‌بيني.
اي بدبخت فلك زده، اي مردك عقب افتاده، بيشتر اين عقب‌افتادگي‌ات به خاطر اين است كه نمي‌خواهيم تماشاگرنماهاي واقعي را از كانال تلويزيوني همسايه ببينيم، هر چند چند بار دعوت شدي و ديدي كه تماشاگرنماها چگونه بازيكنانشان را وقتي گل مي‌زنند مي‌روند و در بغل آنها قرار مي‌گيرند. اگر تماشاگرنماها نبودند كه مي‌بايستي تكه بزرگ بازيكن، گوش او مي‌شد. بيچاره در به در از آن جا مانده، از اين جا رانده. اگر او تماشاگرنما نبود كه فاصله سكوهاي تماشاگران با زمين مسابقه از بين نمي‌رفت و مي بايستي بين آنها خندقي كنده مي‌شد.
بله آنها تماشاگرنما هستند كه پس از اتمام بازي براي هر دو تيم دست مي‌زنند. اصلا آنها نه تنها تماشاگرنما هستند بلكه شرف و غيرت و مردانگي ندارند. مگر مي‌شود تيم مورد علاقه‌شان بازي را واگذار كند و او براي تيم خود و رقيبش دست بزند.مگر مي‌شود تيم مورد علاقه‌اش در پايان مسابقه بازي را واگذار كند و رگ گردنش بيرون نزند. مگر نمي‌ديدي كه اين مسابقه آخرين مسابقه تيم مورد علاقه او و تو مي‌باشد. پس بايد بر اساس اصول حرفه‌اي گري از هر طريق ممكن و با هر ترفند در اين مسابقه پيروز از زمين خارج شود.
اينها را كه ديدم و شنيدم به خود آمده و گفتم پس اي آدم كوتوله اين اراجيف چه بود كه در بيانيه اول نوشتي. اين همه غوغا و بلوا در فوتبال نجيب و پاك ما بوجود آوردي. از خودت خجالت بكش و به خاطر اين همه پاكي، دوستي، صميميت، اتحاد، مردانگي، تماشاگر خوب، بازيكن خوب، داور خوب، مربي خوب، مدير خوب، ورزشگاه خوب، فدراسيون خوب، روزنامه خوب، خبرنگار خوب، تلويزيون خوب، راديوي خوب و خيلي خوب‌هاي ديگر و به خاطر اينكه قداست اين همه خوبي‌ها‌ را شكستي از همه معذرت بخواه و طلب عفو كن و با صداي بلند بگو من لايق و شايسته مربيگري تيم ملي كشورم نيستم و از اول هم ما اشتباه بوديم.
عجيب است كه روده‌درازي مي‌كنم اما اين پسر؛ عليرضا (نوه‌ام) اين شعر را مي‌خواند: يك توپ دارم قلقلي، سرخ و سفيد و آبي، مي‌زنم زمين هوا مي‌ره، نمي‌دوني تا كجا مي‌ره. من اين توپو نداشتم ،‌مشقامو خوب نوشتم ، بابام بهم عيدي داد يك توپ قلقلي داد.
بابا ،عليرضاي بهتر از جانم تو هم وقت گير آوردي اما به خودم مي‌آيم و مي‌گويم اين پسر 3 ساله از من كوتوله 55 ساله عقلش بيشتر است. صدايش مي‌كنم و مي‌گويم، عزيزم عجب توپي، عجب صفايي، عجب معرفتي، عجب مروتي، عجب مردانگي، عجب دوستي، بابا عليرضاي بهتر از جانم مي شه به من هم يكي از اون توپ ها را بدي و با همان پاكي و صداقت صميميت و معصوميت تو.
محمد مايلي كهن از همه جا رانده و مانده اما يارب نظر تو برنگردد


سه شنبه یکم اردیبهشت 1388 :: 16:18 :: نويسنده : جعفر

 شاید شخصا در کارهای سیاسی و اقتصادی جناب رئیس جمهور رضایتی از ایشان نداشته باشم ولی شجاعت ایشان واقعا مایه غرور و افتخار هر ایرانی در هر گوشه ای از این جهان پهناور است.

در این پست قصد داریم این اتفاق را مورد بررسی قرار داده (بدون توجه به اوضاع داخلی کشور) و ببینیم آیا اتفاقات رخ داده در ژنو مایه عزت ماست یا مایه حقارت؟

این مطالب نظر دوستانی است که در این مورد نظر داده اند.(در یکی از سایتها)

هم موافق و هم مخالف این نکته این رویداد نشانه عزت ایران و هر ایرانی است.

البته چون نظر مخالفان اکثرا شبیه هم بود فقط تعدادی از آنها ذکر گردیده است.ذکر این نکته هم ضروری است که فروانی نظرات موافقان و مخالفان  برای ما اصلا ملاک عمل نبوده و هدف آگاهی از محتوی پیامها و نظرات بوده است.

باوجودي كه برخي كارهاي اقتصادي و سياسي ايشان اصلا قابل دفاع نيست و به آنها انتقادهاي زيادي وارد است اما الحق ايشان در چنين مجامعي شجاعانه صحبت مي كند و باعث افتخار مي شود.



... ادامه مطلب


درباره وبلاگ

سلام
اسم من جعفره. 24 ساله اهل اشتهارد (غربی ترین شهر استان تهران).
این وبلاگم برای این درست کردم که هر چی دلم خواست توش بنویسم. به نظر شما اشکالی داره؟