تبليغاتX
یار تنهایی - همسر شهید اسماعیلی در گفت‌وگو با رجانیوز روزی كه كروبي زندانيم كرد، 200 همسر شهيد دیگر هم زنداني بود
یار تنهایی

خانم سعيده امين‌پور ماجراي زندان بنياد شهيد و ظلمي كه به وي و ديگران همسران شهدا توسط شيخ مهدي كروبي انجام شده را افشا كرد.

همسر شهيد اسماعيلي در گفتگو با رجانيوز كه پیش از این از كروبي به دادگاه ويژه روحانيت نیز شكايت كرده است، درخصوص اشاره دکتر احمدي نژاد به قضیه‌ی زندان بنیاد شهید در مناظره تلویزیونی با كروبي گفت: شبی که دکتر احمدی‌نژاد در مناظره تلويزيوني این کار کروبی را به وی يادآور شد، فرزند من که الآن مهندس شیمی است و خاطرات بدي از آن دوران دارد، از خوشحالی به بالکن منزل رفت و فریاد "الله اکبر" سر داد. واقعاً احمدی‌نژاد دل خانواده هاي شهدا را شاد کرد.

وي درخصوص ماجراي زنداني شدن خود توسط كروبي اظهار داشت: 3 ماه از فوت امام گذشته بود كه به یکی از مقامات بلندپایه نامه نوشتم. این نامه درباره وضعیتی بود که بنیاد شهید برای همسران شهید ایجاد کرده بود. چون در آن زمان آقای کروبی در بنیاد شهید فقط ادعای خدایی نکرد. زندان داشت، دادگاه داشت، قاضی داشت، خودشان هم كه گفتند ما از قوه قضاییه حکم داشتیم.

امین‌پور ادامه داد: در آن نامه تأکید کردم به خانواده‌های شهدا رسیدگی نمی‌کنند و دائم حکم صادر می‌شود و محدودیت درست می‌کنند و حتی می‌گویند همسر شهید اجازه طلاق ندارد.

وی با بیان اینکه آن نامه را به جای آنکه به آن مقام بلندپایه برسانند، به کروبی دادند، افزود: شاید در عرض چند دقیقه و خیلی ضربتی آمدند سراغ من و مرا به زندانی در خیابان دزاشیب واقع در شمال تهران بردند. دوشنبه من را بازداشت کردند و من 3 فرزندم را که 5 ساله، دبستانی و راهنمایی بودند را تا 3 روز بعد ندیدم.

این همسر شهید گفت: زندان فضای بسیار کثیفی داشت و با عرض معذرت مثل محل نگهداري حيوانات بود. شاید 200 نفر از همسران شهدا در آنجا زندانی شده بودند و روی در هم یک قفل آهنی بزرگ گذاشته بودند.

وی با بیان اینکه "پنج شنبه همان هفته فرزندان من را هم گرفتند و آوردند" اضافه کرد: کودک 5 ساله من از ترس خودش را دچار ناراحتی شده بود، چون آنها را به زور آورده بودند. من آنجا فقط ذکر یا اباصالح ورد زبانم بود و همین هم نجاتم داد نه سفارش دیگران.

امین‌پور افزود: مدتي بعد برادر من كه با وزیر کار آن زمان رفاقتي داشت، نامه‌ای به کروبی نوشت و بعد من آزاد شدم. مشكل اينجا بود كه خانه من را هم پلمپ کرده بودند و به من نمی دادند. همه مردم محله چهارراه تهران‏پارس اين را دیده اند و می دانند.

وی در ادامه اظهار داشت: من چند ماه در تهران آواره بودم و هر شب منزل یکی از فامیل ها بودیم و بچه ها هم منزل خواهرم و مادرم بودند. از مهر تا بهمن خانه نداشتم. بالاخره یک نفر از آشنايان به آقای رفیق‎دوست خبر داد و ايشان یک جایی را اجاره کرد و ما آنجا را بردند.

این همسر شهید ادامه داد: آقای کروبی داخل زندان و در آن اتاق به من توهین کرد و من آنجا از ترس اعتراف کردم که ایشان را بخشیده‌ام، حتی آنجا یک ضربه هم به سر من وارد کرد. من به دادگاه روحانیت شکایت کرده بودم و خانه من را به من نمی‌دادند. از طریق مقام معظم رهبری پیگیری کردم و ایشان آقای سالک را مأمور بررسی این مسئله کردند و خانه ای را برای من گرفتند که الآن آنجا زندگی می‌کنم. البته آدرس نمی‎دهم چون می‎ترسم بعضی از همان عوامل سراغ من بیایند


درباره وبلاگ

سلام
اسم من جعفره. 24 ساله اهل اشتهارد (غربی ترین شهر استان تهران).
این وبلاگم برای این درست کردم که هر چی دلم خواست توش بنویسم. به نظر شما اشکالی داره؟