|
یار تنهایی
|
|
||
|
چهارشنبه بیستم خرداد 1388 :: 21:26 :: نويسنده : جعفر
همسر شهید اسماعیلی در گفتوگو با رجانیوز روزی كه كروبي زندانيم كرد، 200 همسر شهيد دیگر هم زنداني بود
خانم سعيده امينپور ماجراي زندان بنياد شهيد و ظلمي كه به وي و ديگران همسران شهدا توسط شيخ مهدي كروبي انجام شده را افشا كرد. همسر شهيد اسماعيلي در گفتگو با رجانيوز كه پیش از این از كروبي به دادگاه ويژه روحانيت نیز شكايت كرده است، درخصوص اشاره دکتر احمدي نژاد به قضیهی زندان بنیاد شهید در مناظره تلویزیونی با كروبي گفت: شبی که دکتر احمدینژاد در مناظره تلويزيوني این کار کروبی را به وی يادآور شد، فرزند من که الآن مهندس شیمی است و خاطرات بدي از آن دوران دارد، از خوشحالی به بالکن منزل رفت و فریاد "الله اکبر" سر داد. واقعاً احمدینژاد دل خانواده هاي شهدا را شاد کرد. وي درخصوص ماجراي زنداني شدن خود توسط كروبي اظهار داشت: 3 ماه از فوت امام گذشته بود كه به یکی از مقامات بلندپایه نامه نوشتم. این نامه درباره وضعیتی بود که بنیاد شهید برای همسران شهید ایجاد کرده بود. چون در آن زمان آقای کروبی در بنیاد شهید فقط ادعای خدایی نکرد. زندان داشت، دادگاه داشت، قاضی داشت، خودشان هم كه گفتند ما از قوه قضاییه حکم داشتیم. امینپور ادامه داد: در آن نامه تأکید کردم به خانوادههای شهدا رسیدگی نمیکنند و دائم حکم صادر میشود و محدودیت درست میکنند و حتی میگویند همسر شهید اجازه طلاق ندارد. وی با بیان اینکه آن نامه را به جای آنکه به آن مقام بلندپایه برسانند، به کروبی دادند، افزود: شاید در عرض چند دقیقه و خیلی ضربتی آمدند سراغ من و مرا به زندانی در خیابان دزاشیب واقع در شمال تهران بردند. دوشنبه من را بازداشت کردند و من 3 فرزندم را که 5 ساله، دبستانی و راهنمایی بودند را تا 3 روز بعد ندیدم. این همسر شهید گفت: زندان فضای بسیار کثیفی داشت و با عرض معذرت مثل محل نگهداري حيوانات بود. شاید 200 نفر از همسران شهدا در آنجا زندانی شده بودند و روی در هم یک قفل آهنی بزرگ گذاشته بودند. وی با بیان اینکه "پنج شنبه همان هفته فرزندان من را هم گرفتند و آوردند" اضافه کرد: کودک 5 ساله من از ترس خودش را دچار ناراحتی شده بود، چون آنها را به زور آورده بودند. من آنجا فقط ذکر یا اباصالح ورد زبانم بود و همین هم نجاتم داد نه سفارش دیگران. امینپور افزود: مدتي بعد برادر من كه با وزیر کار آن زمان رفاقتي داشت، نامهای به کروبی نوشت و بعد من آزاد شدم. مشكل اينجا بود كه خانه من را هم پلمپ کرده بودند و به من نمی دادند. همه مردم محله چهارراه تهرانپارس اين را دیده اند و می دانند. وی در ادامه اظهار داشت: من چند ماه در تهران آواره بودم و هر شب منزل یکی از فامیل ها بودیم و بچه ها هم منزل خواهرم و مادرم بودند. از مهر تا بهمن خانه نداشتم. بالاخره یک نفر از آشنايان به آقای رفیقدوست خبر داد و ايشان یک جایی را اجاره کرد و ما آنجا را بردند. این همسر شهید ادامه داد: آقای کروبی داخل زندان و در آن اتاق به من توهین کرد و من آنجا از ترس اعتراف کردم که ایشان را بخشیدهام، حتی آنجا یک ضربه هم به سر من وارد کرد. من به دادگاه روحانیت شکایت کرده بودم و خانه من را به من نمیدادند. از طریق مقام معظم رهبری پیگیری کردم و ایشان آقای سالک را مأمور بررسی این مسئله کردند و خانه ای را برای من گرفتند که الآن آنجا زندگی میکنم. البته آدرس نمیدهم چون میترسم بعضی از همان عوامل سراغ من بیایند |
درباره وبلاگ
![]() سلام اسم من جعفره. 24 ساله اهل اشتهارد (غربی ترین شهر استان تهران). این وبلاگم برای این درست کردم که هر چی دلم خواست توش بنویسم. به نظر شما اشکالی داره؟ موضوعات
آرشيو وبلاگ
آبان 1388
مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 پيوندها
سایت امام علی (ع)
شیعه نیوز زیارت حرم مطهر امام رضا (ع) سایت مهدویت اهداء اعضا کتاب فارسی رایگان کلیپ و برنامه موبایل دلشکسته ورود ممنوع به تو می اندیشم (مریم) بانک اطلاعات مهندسی برق وبلاگ مهندسی برق قدرت بهار نتایج زنده فوتبال تات تاتها و ایران اشتهاردنت انجمن دانشجویان اشتهارد اشتهاردیها 118 سخن عشق (ناصر) تبدیل تاریخ شمسی به میلادی دنیای عاشق (میلاد نقدی) یک نینزانی (حمید شفیعی) گالری عکس بازیگران بهترين قالب هاي وبلاگ |
||